.

:: .

من دوست ندارم الان رو.

من تو گذشته زندگی می‌کنم.

سالی که دوستش دارم واقعا 83 عه.

یه مشکلی هست، نمی‌دونم چیه واقعا. هرچی می‌ریم جلوتر نفرتم از حال بیشتر می‌شه. رو به زوال نهاده‌ایم ما.

هروقت حرفی از گذشته می‌خونم، فیلمی قدیمی می‌بینم، آهنگی قدیمی گوش می‌کنم بیشتر احساس می‌کنم، بیشتر درک می‌کنمش.

نمی‌توان انکار کرد.

. دوست دارم برگردم به سه سه دو. به آ یک.

. ای کاش من در گذشته بودم.

دیگر نمی‌توان انکار کرد.

منبع : Good bye blue sky.
برچسب ها : گذشته ,نمی‌توان انکار

Heartache In B Minor

:: Heartache In B Minor

جمعه 13 آبان. عه نه، الان رفتیم تو آذر! جمعه 13 آذر.

 

× چه روزایی. چه روزای غریبی هستش این روزها.

 

-یه رنگ بگو برای این روزا.

-خاکستری، خاکستری مطلق.

قبلا هم یادمه تو یه جایی تقریبا به این موضوعی که می‌خوام بگم اشاره کرده بودم اما، مه.

یه زمانی هستش، به جایی می‌رسید که می‌گید: «ازین بدتر هم می‌تونه بشه؟» و می‌بینید که آره، خیلی بدتر از اون‌چیزی که توی یکی از هزاران سوراخ‌های تو هم تو همِ مغزتون که به هر امکانی فکر می‌کنه، اتفاق می‌افته.

ولی جای جالب ماجرا این نیست، چیزی که همیشه منو شگفت زده می‌کنه اینه‌که از جایی که اصلا فکرش رو هم نمی‌کردید کمکی می‌رسه.

اون فرد می‌تونه کسی باشه که دوستِ دوستتون بوده که توی یکی از شب‌هایی که همین‌طوری بی‌دلیل می‌رید با ملت هنگ‌اوت کنید باهاش آشنا می‌شید! یا شاید حتی فردی که نزدیک به یک سال باهاش حرف نزده بودید و حتی یک درصد هم احتمال نمی‌دادید که در آینده باهاش صحبت کنید.

یا حتی یک‌سری چیزها که گفتنشون مسخره به نظر بیاد.

ولی در هر صورت همین اتفاق تکرار می‌شه.

 

× یه مکالمه‌ای چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستام. هر وقت کم میارم بهش فکر می‌کنم.

- الان که تو یکی از سخت‌ترین موقعیت‌هایی که تا حالا تجربه کردم هستم چه کنم؟

به هرکس که اعتماد می‌کنی آخرش...

- این آدمای دورت رو زیاد بهشون اهمیت نده. چند سال دیگه می‌ریم ازین‌جا. می‌ریم تو اکلاهاما سیتی یه بار می‌زنیم.

دیگه هم کسی نیست که بخوای براشون غصه بخوری.

 

×در ضمن، این تایتل‌ای که گذاشتم اسم یه آهنگ از آرش دارا هستش.

اوصیکم. :دی

منبع : Good bye blue skyHeartache In B Minor
برچسب ها : باهاش ,جایی

تودی واز نات جاست ا دی. :دی

:: تودی واز نات جاست ا دی. :دی

-امروز رو بیا تعریف کن.

-... ، خب واقعا نمی‌دونم چطوری تعریف کنم‌ش.همه‌چی عالی بود، از تهران بعید بود بتونه مثل امروز رو رقم بزنه برای شهرونداش. :))

-پس بیا تو یه جمله خلاصه‌ش کن.

-نمی‌تونم، انقدر کارهای جالبی کردیم؛ رفتیم ازون مغازه‌هه که پارسال روزنامه‌هاشو برای اون‌شب برداشته بودیم تشکر کردیم و طرف لیترالی دیدنت هو انی آیدیا ابوت وای وی اپریشییت هیم. :))

از ولی‌عصر پیاده راه افتادیم تا پارک ملت رفتیم، اون‌هم تو هوای بارونی و هوای هشت آبان نود و چاهاری.

از دفترچه عمومی، اختصاصی، آزمون غیرحضوری و پاسخ‌نامه‌های کاظم به عنوان زیرانداز استفاده کردیم.

از جاب آپرتونیتی‌های توی مالزی تا دیدن اون کوچه که پارسال یک شب کامل رو توش سر کردیم.

از صحبت درباره‌ی خواب محمود رو دیدن تا معرفی کافه تئاتر به عنوان پارتی.

 

او گاد :))

 

×اند ایتس تایم وی کن سی وی آر اینفینیت.

منبع : Good bye blue skyتودی واز نات جاست ا دی. :دی
برچسب ها : کردیم

آی'ل بی در فور یو. :دی

:: آی'ل بی در فور یو. :دی

تو بدترین شرایط.
وقتی که سیاهی در همه‌ی رنگ‌ها نفوذ می‌کنه و دنیا چیزی نیست جز سیطره سیاهی بر بقیه سیاهی‌ها.

وقتی که نورانی‌ترین نقطه هم در بین اون‌همه سیاهی نقطه‌ای بیش نیست و فقط تو چشم می‌زنه.
حتی تو این شرایط هم کسانی هستن که به سیطره سیاهی‌ها پایان میدن.
خوشحالم از این‌که چنین کسانی رو هم دارم.

×کاز یو'ر در فور می تو. :دی

منبع : Good bye blue skyآی'ل بی در فور یو. :دی
برچسب ها : سیاهی

منِ نود و پنج

:: منِ نود و پنج

-مهدی مهدی، می‌دونستی سال تحویل شد؟

-عه چه خوب. :دی

-سال نو‌ت مبارک.

-سالِ نوِ تو هم مبارک. :]

 

مدت‌های مدیدی بود که دلم می‌خواست بیام و بنویسم ولی نمی‌شد.

خیلی حرف‌ها بود که زده نشد و از یاد رفته شد.

کاش بودن یک‌سری‌ها و کاش نبودن یک‌سری‌های دیگر.

 

منِ نود و پنج یقینا خیلی چیزهارو خواهد دید.

من آماده‌م.

 

×دوست دارم، هرچند می‌دونم این‌جا رو نخواهی خوند. :]

منبع : Good bye blue skyمنِ نود و پنج
برچسب ها :

:]

:: :]

: بذارید من یه مقدمه‌ای براتون بگم.

بچه که بودم یادمه یه روز داشتم شبکه چاهار لذت نقاشی رو می‌دیدم.نقاشه - که فکر می‌کنم باب راس بود اسمش - داشت یه سری درخت و ... مثل همیشه می‌کشید، بعد وسط نقاشیاش یه لحظه گفت که؛ سعی کنید هر چی زیبایی هست رو فقط در نقاشی‌ها نشون بدید دنیا به اندازه کافی زشت هستش، نیازی به آوردن زشتی‌‌ها توی نقاشی نیستش. من خیلی وقت بودم که این جمله‌ش یادم بود ولی واقعا منظورش رو نمی‌فهمیدم، درک نمی‌کردم.

 

امروز من،م،ح،ا

-آره فلانی رید تو زندگیمون. فلانی فلان.

-آره، آره؛ اتفاقا بذار اینم بگم اون قضیه ایکس که بود خب؟

-همون که بلاه‌بلاه‌بلاه... ؟

-چی؟ نه حاجی، چی می‌گی اصن من نبودم که ... اون بود که ... ... ... ... ... .

- :‌| جدی می‌گی؟

.

.

.

لت می گس... ، هیچی نفهمیدید آره؟

می‌دونم. اصن همون راحت‌تر خواهید بود که ندونید و نفهمید چقددددر مسخره‌ایم ما. چقدر مسخره‌ست این جهانی که توش زندگی می‌کنیم.چقدر مسخره‌ست این زندگی.

 

داریم تو دنیایی زندگی می‌کنیم که فردی که کلا به خاطر دود پاشد رفت یه‌‌جا دیگه زندگی کرد هفته‌ای چاهار پاکت می‌کشه.خیلی راحت.

و شما نمی‌دونید چقدر راحت و چقدر مسخره‌ست این تغییر ناگهانی. حتی نمی‌خوام دلیلش رو هم بدونم اما. بگذریم.

 

داریم تو دنیایی زندگی می‌کنیم که ارزش‌ها ارزش نیستن.ضد ارزش‌ن.

ضد ارزش‌ها ارزش شدن. آشغال‌هایی که تا دیروز محل سگ هم نمی‌ذاشته شد بهشون الان شدن قدیس.

شدن قدیس. دو یو نو وات آی مین؟

-آی دونت تینک سو.

 

دوست من بذار خیلی ساده و رک بهت بگم، داریم توی دنیایی بی‌نهایت مسخره زندگی می‌کنیم. جایی که یه فردی میاد آدرش می‌پرسه و تو خیلی خوش‌برخورد بهش پاسخ میدی بعد متوجه می‌شی که نع! اومده ببینه بهش میدی یا نه، همین مادرقحبه پنجاه تومن در میاره و میگه مکان هم دارم و حالا اینا جای سوزش اصلی من نیست. موضوع اینه که همین پنجاه تومن هم تازه زیاده. با ده تومن طرف میاد و میگه که آره، بده. من هم ده تومن میدم بهت.

ده هزار تومن. ارزش یه ...

ریدم تو ارزش‌هاشون. ریدم تو تفکراشون. ریدم تو اون جامعه‌ی کسشری که میاد و همچین افراد بیماری رو تو خودش پرورش میده. ریدم تو اون حروم‌زاده که خیلی راحت میگه نه، ما وضع و اوضامون خوبه. مشکل خاصی هم نداریم. ریدم تو این حروم‌زاده‌ای که باعث‌و‌بانی‌ِ این قضیه‌ست. بهتر بگم ریدم تو اون حروم‌زاده‌‌هایی که باعث‌و‌بانی این قضیه‌ن.ریدم تو همه اینا‌ و بزرگتر از همه‌اینا متاسفم برا خودم. برا شما و برای همه اون‌ها‌.

 

×امروز دیدم تکست اومده که:

«... ... ... امروز داشت که می‌رفت از بین تمام شماره‌ها فقط گفت که شماره شما رو بنویسم براش.»

و شما چه می‌دونید؟

چه می‌دونید؟

چه ‌می‌دونید؟

...

 

×نادر خان به یقین در زمانه‌ای هستیم که می‌توان دید و باور نکرد و می‌توان ندید و باور کرد.

روحت شاد. ]

منبع : Good bye blue sky:]
برچسب ها : زندگی ,خیلی ,تومن ,می‌کنیم ,چقدر ,میاد ,زندگی می‌کنیم ,چقدر مسخره‌ست ,پنجاه تومن ,ارزش‌ها ارزش ,دنیایی زندگی ,دنیایی زندگی می‌کنیم

وینتر از کامین'

:: وینتر از کامین'

-سیگار داری؟

ســـلااام. :دی

دی، دی، دی، دی [ببینید؛ به من باشه تا صبح همینو تکرار می‌کنما!] دی، دی و بازم دی. :دی

بالاخره پاییز رفت. رسیدیم به زمستون.

زمان داره می‌گذره و ما این‌جا با زمان پیش نمی‌ریم. عقب‌تریم، به شخصه خودم الان تو اواسط آبان‌م.

زمان می‌گذره، باز هم اتفاقاتی می‌افته که باور کردنشون سخته.

 

And after all we're only ordinary men.
Me, and you.
God only knows it's noz what we would choose to do.
Forward he cried from the rear
and the front rank died.
And the general sat and the lines on the map
moved from side to side.
Black and blue
And who knows which is which and who is who.
Up and down.
But in the end it's only round and round.
Haven't you heard it's a battle of words
The poster bearer cried.
Listen son, said the man with the gun
There's room for you inside.

Down and out
It can't be helped but there's a lot of it about.
With, without.
And who'll deny it's what the fighting's all about?

Out of the way, it's a busy day
I've got things on my mind.
For want of the price of tea and a slice
The old man died.

فرندز می‌بینیم.

چایی می‌خوریم.

زندگی می‌کنیم.

و باز هم فرندز می‌بینیم.

فرندز ببینید و لذت ببرید. :دی

 

-ویش یو ور هیر.

-تموم شده.

- :]

منبع : Good bye blue skyوینتر از کامین'
برچسب ها : فرندز ,only ,زمان ,فرندز می‌بینیم

لاغر دوست داشتنی! :دی

:: لاغر دوست داشتنی! :دی

مدت‌ها بود که تو این فکر بودم که بیام و تشکر کنم از این دوست خوبمون.

 

موقعی که ما ناراحتیم همیشه هستی.

موقعی که حالمون خوب نیست تو شریکی تو ناراحتی‌هامون.

موقعی که حالمون خوبه تو شریکی تو شادی‌هامون.

عضو جدا نشدنی ما. :]

 

در سخت‌ترین لحظات، به تو پناه می‌برم.

و در بهترین لحظات، شادی‌م رو با تو تقسیم می‌کنم.

 

مرسی کلی. :دی

منبع : Good bye blue skyلاغر دوست داشتنی! :دی
برچسب ها : موقعی